این ماشینها برای کنترل عملکرد هایشان ، به اطلاعات خاصی نیاز دارند :
v ابعاد قطعه
v طول مسیر حرکتی ابزار ها و محورها
v ترتیب مراحل ماشینکاری
v انتخاب ابزار
v سرعتها
v میزان باربرداری
این اطلاعات در چند خط شامل حرف و عدد با ترتیب و طبقه بندی ویژه ای به سیستم کنترل ماشین CNCداده می شود .
1-1خلاصه ای از تاریخ فناوری ماشینهای کنترل عددی :
پیش از دهه 1950 دو نوع روش متفاوت تولید در صنعت ساخت وجود داشت :
1. حجم تولید کم – یا متوسط – که با عملیات دستی صورت می
گرفت ، سرعت تولید پایین بود و قطعات مشابه ، ابعاد کاملا" یکسانی نداشتند .
2. حجم تولید بالا ، تولید به صورت خودکار بود و طراحی خاص
و ثابتی داشت به طوری که همواره برای تولید یک نوع قطعه با کیفیت ثابت و
کمیت بالا و سرعت زیاد مناسب بود و برای هرگونه تغییر در نوع تولید لازم
بود تغییراتی بنیادین و گستره در ماشینها ، ابزار ، قیدها و تجهیزات جانبی
صورت گیرد . این کار زمانی توجیه اقتصادی پیدا می کرد که کمیت در نظر گرفته
شده برای تولید به قدر کافی بالا باشد .
میان این دو شکل تولید ، در تعداد تولیدات فرقی اساسی وجود
داشت ، به عنوان مثال یک ماشین پیچ تراشی خودکار می توانست چندین هزار قطعه
در روز تولید کند اما ماشین دستی آن حداکثر چند صد تا در روز می ساخت .
زیرا از ماشین با سیستم خودکار به طور خاص برای ساخت فقط یک نوع ویژه از
قطعه استفاده می شد و تنظیم آن برای تولید شکل دیگری از همان قطعه اغلب
بسیار مشکل و حتی ناممکن بود .
از زمان جنگ جهانی دوم به بعد ، تقاضاها تغییر کرد ،
پیشرفتهای فناوری و رقابتهای بین المللی ، همه را به سمت یافتن دیدگاهی
جدید نسبت به طراحی محصول و سرعت تولید بیشتر سوق داد . تولید یک محصول
بدون اصلاح کیفیت خصوصیات و کارکرد برای مدت طولانی همانند قبل تداوم نمی
یافت در مورد بسیاری از تولیدات که همواره ممکن بود لازم باشد روی آنها
تغییرات جزئی در مدت زمان نسبتا" کوتاه صورت گیرد . فرآیند تولید خودکار به
روش قدیمی غیر قابل توجیه می نمود . ماشین ابزار ها یا سیستم های ساخت
خودکار قدیمی با سیستم ها مکانیکی ، الکترو مکانیکی ،پنو ماتیکی یا هیدرو
لیکی کنترل می شدند و ایجاد تغییرات در کارکرد یا ویژگی های تولیدی آنها
بسیار مشکل بود . به عنوان مثال در ساخت ماشین ابزار های خودکار کلاسیک از
با دامک ها ، غلطک ها ، استاپهای مکانیکی ، سوئیچ ها ، ریل های هدایت کننده
بر حسب نوع عملیات و کارکرد مورد نظر سازندگان استفاده می شد هر تغییری در
این ماشینها مستلزم ایجاد تغییر مکان و ابعاد در این اجزا بود . بنابراین
به نوع جدیدی از کنترل کننده های انعطاف پذیر احساس نیاز شد . همچنین در
این سیستم جدید باید کنترل ابزار با دقت بالاتر و بدون دخالت انسان صورت می
گرفت .پس از جنگ جهانی دوم ، در ساخت محصولاتی مانند هوا پیماها و اتو
مبیل های پیشرفته از قطعاتی استفاده می شد که از نظر شکل پیچیده تر بودند و
تولید آن ها زمان زیادی می طلبید . سیستم کنترل های جدید باید می توانستند
با عمل سیگنالها با سرعت زیاد ، حرکت ابزار را با دقت بالاتری کنترل کنند .
ظهور اولین کامپیوتر الکترونیکی دیجیتالی در پایان جنگ جهانی دوم با سرعت
تحلیل صدها برابر بالاتر از انواع پیشین امکان گسترش این سیستم کنترل نوین
را فراهم کرد . پس از جنگ جهانی نیاز به ساخت هواپیماهای جنگنده با قدر ت و
قابلیت های بالا به طور مستقیم زمینه ساز ورود این سیستم به دنیا ی صنعت
شد و نیروی هوایی آمریکا نشان داد که این فناوری جدید چگونه موجب بهبود در
توانایی های تولید شده است . در خلال جنگ جهانی دوم ، شرکت پار سونز (
parsons corporation) برای حرکت دادن میز ماشین فرز در جهات طولی و عرضی
به طور همزمان به کمک دو اپراتور ، از میز مختصاتی برای ماشین کاری مسیر ها
و مکان های محاسبه شده ( بر اساس اطلاعات عددی موقعيت ابزار ) استفاده کرد
. جان پارسونز از همین شرکت بر اساس تجربه اش در ماشین کاری قطعات پیچیده ،
تصمیم گرفت تا حرکت سه محور ابزار را به طور همزمان کنترل کند . ولیام .
تی . وبستر و تعدادی از مهندسان دیگر از ( Air Material command ) یک
مجموعه کامپیوتر دیجیتال و سرو و مکانیزم ها را برای حصول فناوری ماشین
کاری پروفیل های با دقت تولید بالا به کار گرفتند . اولین اقدام برای
مطالعه روی عملی شدن کنترل کامپیوتری ماشین ابزار در برنامه تحقیقات شرکت
پار سونز قرار گرفت که از مطالعات لابراتوار سرو و مکانیز م های انستیتو
فناوری ماسا چوست (Massachusetts institute of Technology=MIT) در اکتبر
1949 بهره برد . مطالعات MIT عملی شدن سیستمی که بتواند عملکرد مناسبی برای
ماشین کاری با دقت بالا داشته باشد را نشان داد . اولین ماشین فرز عمودی
سه محور همزمان با کنترل سیستم جدید در MIT به سال 1952 ساخته شد . این
ماشین با واحد کنترل هیبرید دیجیتال – آنالوگ با استفاده از نوار های سوراخ
شده ی باینری بود که ماشین کنترل عددی (numerically controlled machine)
نامیده شد .
در مجموع با این ماشین برای تولید قطعه ای جدید نیاز به تغییر
در ساختار مکانیکی دستگاه نبود تنها کافی بود تا برنامه روی یک نوار سوراخ
شده ذخیره شود . در طول سالهای 1952تا 1955 پژو هشهای دیگری برای تست و
پیشرفت سیستم کنترل ماشین NC جدید و مطالعه برای کاربرد آن روی دیگر ماشین
ابزار ها با مشارکت MIT و نیروی هوایی ایلات متحده انجام گرفت . توسعه و
اصلاح تکنیک های برنامه نویسی NC موضوع مهم دیگری برای تحقیق بود اما طرح
انتقال این فناوری به صنایع ناموفق ماند و هیچ شرکتی حاضر به خرید یا ایجاد
سیستم NC نشد زیرا زمینه های مهندسی جدیدی باید در ارتباط با این فناوری
شامل ؛ الکترونیک ، کنترل دیجیتال ، اندازه گیری با دقت بالا و بر نامه
نویسی تعریف می شد . در سال 1956 نیروی هوایی خود پیشتاز ساخت یکصد ماشین
بزرگ برای تولید قطعات هواپیما شد . در این مورد چهار شرکت همکاری کردند .
Kearney and tracker bendix
Giddings andlewis gneral electric
Morey general dynamics
CiNCinnati EMI(british)
سیستم های کنترل ساخت EMI از نوع آنالوگ بودند در حالی که
بقیه دیجیتال ساخته شدند طرح آنالوگ موفق نبود و بعدا با دیجیتال جایگزین
شد .
این ماشین های NC بین سالهای 1958تا 1960 در چند شرکت هواپیما
سازی به کار گرفته شدند . با رفع مشکلات موجود در طراحی سیستمهای کنترل
عددی و با آموزش برنامه نویسان و کاربران و تکنسین های تعمیر و نگه داری تا
سال 1962 کمپانی هوا فضا شروع به خرید یا ساخت ماشین های NC کرد .
موفقیت کاربر NC به دو فاکتور مهم بستگی داشت : اصلاح سیستم
کنترل کننده و توسعه ی نرم افزار برنامه نویسی . سیستم حرکت بار برداری یک
بخش حیاتی از ماشین NC بود زیرا موقعیت دهی و دقت کانتورینگ را تامین می
کرد . برای کاهش اصطحکاک و لغزش قطعات متحرک از ریل های بدون اصطحکاک با
اجزای رولینگ میان ریل و این قطعات استفاده شد . در این مورد محورهای ساچمه
ای جایگزین پیچ های ذوزنقه ای معمولی شدند . مکانیزم های حرکتی آنتی بکلش
(anti backlash ) برای به حداقل رساندن خطاهای مکان یابی در نتیجه پس زنی
(backlash ) اجزای متحرک گسترش یافتند . موتور های جریان مستقیم مجزا برای
حرکت دادن محورهای مختلف به جای یک حرکت مرکزی به خدمت در آمدند . ماشینهای
NC به سیستم های فیدبک و اندازه گیری دقیق تر موقعیت مکانی برای حرکتهای
خطی و زاویه ای مجهز شده اند زیرا نیازمند حلقه کنترلی بسته ای (closed
loop control ) بودند . کمی بعد حرکتهای اضافی دیگری نیز شامل خطی و
دورانی غیر از محورهای کلاسیک x, y,z برای ماشین کاری کانتورهایپیچیده
پدیدار گشته و سیستم های انتخاب و تغییر ابزار خودکار روی این ماشینها نصب
شدند . پس از پایان دهه 1950 نوع جدیدی از این ماشینها به نام مرکز ماشین
کاری NC ( NC machine center ) وارد صحنه شدند . این ماشینها چند کاره
بودند . قابلیت انجام فرز ، تراش ، دریل و بورینگ را با هم داشتند . در مدت
زمان نه چندان طولانی ، تغییرات دیگری در ساختار ماشینهای NC ایجاد شد
مستحکمتر ساختن ساختار ماشین ، تکمیل و پشتیبانی ابزار گیر و پایه ها ،
انتقال راحتتر و بهتر براده ها و موارد دیگری که بر افزایش دقت ماشینکاری
تاثیر حیاتی داشتند . نرخ براده برداری نیز افزایش یافت .
جنبه دیگر این تحولات به سیستم کنترل NC ( NC controller )
مربوط می شد . کنترلر های NC را می توان به دو نوع تقسیم کرد حلقه کنترلی
باز ، و حلقه کنترلی بسته . بیشتر ماشینهای NC مدرن مجهز به حلقه کنترلی
بسته بودند که برای جبران اشتباهات مکان یابی بر پایه فیدبک از ((واحد
اندازه گیری مکانی ) عمل می کردند . در کنترل کننده ماشینهای NCاولیه از
لامپهای خلاء و رله های الکتریکی استفاده می شد و یک سرو و مکانیزم
هیدرولیکی را کنترل می کرد . این سیستم کنترل دقت کمی داشت و چندان قابل
اعتماد نبود . با پیشرفت فناوری الکترونیک ، نسل دوم و سوم کنترلر های NC
با مدارهای دیجیتالی با استفاده از ترانزیستور ها و بردهای مدار یکپارچه
وارد میدان شدند . برای این کنترلرها لازم بود ، برنامه NC تحت کدهای خاصی
روی نوارهای کاغذی سوراخدار نوشته شده و از طریق یک نوار خوان وارد کنترلر
در پایان دهه 1960 امکان کارگزاری فناوری فقط خواندنی ( Read onley
memory=Rom) بر کنترل کننده ها فراهم شد . بخشی از دستورات عملیاتی را می
شد در Romذخیره کرد و در صورت نیاز آن را از واحد کنترل ماشین ( Mcu) باز
خوانی نمود. با کاهش پیوسته ابعاد میکروپروسسورها و کامپیوتر ، در دهه 1970
و ترکیب شدن یک کامپیوتر اختصاصی به یک کنترلر NC ، کنترل عددی کامپیوتری
=(computer numerical control ) ( CNC پا به عرصه وجود نهاد و بدین ترتیب
نوارهای کاغذی یا مغناطیسی از میدان بیرون شدند . هر برنامه را ، هم در
حافظه کنترلر و هم در یک کامپیوتر و تجهیزات ورودی و خروجی ، مختلفی می شد
تبادل اطلاعات انجام داد و به این ترتیب امکانات جدیدی در صنایع تحت عنوان
DNC ( direct numerical control ) عرضه شد . در این سیستم گاهی یک کامپیوتر
مرکزی برای رهبری چند ماشین CNC به کار گرفته می شد . دستاوردهای فناوری
NC، امروزه ، بدون پیشرفت و اصلاح نرم افزارهای برنامه نویسی ناممکن بود .
در سال 1955 یک سیستم برنامه نویسی NC به عنوان نمونه در MIT روی کامپیوتر
ویرل ویند (wirl wind ) آزموده شد . در سال 1957 اعضای موسسه صنعتی هوا فضا
( Aero Space Industries Association) تلاش کردند تا یک برنامه کامپیوتری
که می توانست برای همه انواع سیستمهای NC متناسب باشد بسازند . ارتقای این
برنامه به یک گروه تحقیقاتی ریاضیدان از کمپانی هواپیما سازی ، با همکاری
MIT محول شد . این برنامه کامپیوتری اواخر سال 1957 تکمیل شد و APT (
Automatically Programmed Tool ) نامیده شد این نرم افزار برای استفاده در
یک سیستم کامپیوتر IBM طراحی شد . اولین سطح این برنامه اشتباهات زیادی
داشت ، تا سال 1960 ترمیم و اصلاح این برنامه ادامه پیدا کرد تا اینکه APT
III حاصل شد که به طور گسترده در صنایع دهه 1960 مورد استفاده قرار گرفت .
یکی از مهمترین تصمیماتی که در خلال پیشرفت و اصلاح APT
گرفته شد این بود که این نرم افزار باید برای استفاده در هر چهار سیستم NC
تحت پشتیبانی نیروی هوایی طراحی شود . بنابراین خروجی از پروسسور APT که
مکان ابزار و عملکرد مورد نظر را مشخص می کرد باید در فرمت استانداردی که
مستقل از سیستمهای NCاست کار می کرد . این زبان باید توسط برنامه ی
کامپیوتری دیگر ی که پست پروسسور (post processor ) نامیده می شود به کدهای
NC خاصی که برای ماشین NC قابل فهم باشد ترجمه می شد . در سال 1961 گروه
دیگری طرح اصلاح شده دیگری از APT (APT long range program) را ارائه کرد .
به زودی در اروپا و آمریکا اشکال مختلفی از زبان ها ی برنامه نویسی رایج
شد که عموما بر پایه APT یا طرحی شبیه به آن بودند . برای مثال
:adAPT،exAPT، ifAPT، mini APT، NelAPT، compact ii(این یکی مشتقی از APT
نبود ) زبان APT رایج ترین زبان برنامه نویسی شد واز سال 1974 در ایالات
متحده ی آمریکا استاندارد گردید . این زبان از سوی شرکت IBM پشتیبانی می شد
.
با قرار گرفتن این فناوری در ساخت و تولید در کنار طراحی
مهندسی به کمک کامپیوتر که این یکی نیز به لطف رشد و توسعه کامپیوتر و نرم
افزار های طراحی پیشرفتهای زیادی داشت ، سیستم CAD/CAM(Computer Aided
Design and Computer Aided manufacturing) پایه ریزی شد اما تا سال 1980 به
خاطر هزینة بالای آن و قابل اطمینان نبودن از سوی بسیاری از شرکت ها مورد
استقبال قرار نگرفت .
اگر چه در ابتدای فناوری NC برای پیشرفت عملیات تراش فلزات
اعم از فرز کاری ، تراشکاری ، دریل ، سنگ زنی و ... و پی ریزی شد اما
امروزه در جوشکاری ، برش با شعله ، شکل دهی فلزات (شامل ورقکاری ، رولینگ ،
فور جینگ و...) بازرسی و فرآیند های اندازه گیری کاربرد دارد . گذشته از
این ها در صنایع غیر فلز کاری ، مانند صنایع چوب ، پلاستیک ، الکترونیک و
نساجی هم وارد شده است . روبوتیک را نیز می توان به عنوان یکی از مهمترین
کاربردهای NC براساس همان برنامه ریزی و فلسفه کنترل برشمرد .
به این ترتیب فناوری NC فلسفه اتوماسیون ، روش طراحی فرآیند ، کنترل و... را متحول کرد .